محمد شجاعی جامعهشناس در یادداشتی نوشت: توسعه از پرکاربردترین و در عین حال مناقشه برانگیزترین مفاهیم علوم اجتماعی است، واژهای که در نگاه نخست ساده به نظر میرسد، اما در عمل شبکهای پیچیده از تحولات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نهادی را در خود جای داده است.
در دهههای گذشته، بسیاری از جوامع توسعه را صرفا در رشد شاخصهای اقتصادی جستوجو میکردند، اما اندیشمندان علوم اجتماعی به تدریج نشان دادند که توسعه فراتر از افزایش درآمد، ساخت جاده یا ایجاد زیرساختهای فیزیکی است، توسعه زمانی معنا پیدا میکند که بتواند کیفیت زندگی انسانها را ارتقا دهد و فرصت مشارکت موثر آنان را در فرآیندهای اجتماعی فراهم کند.
در این میان، گردشگری یکی از حوزههایی است که مفهوم توسعه را از سطح نظری و انتزاعی به عرصهای ملموس و عینی منتقل میکند، اگر توسعه را فرآیندی برای بهرهبرداری خردمندانه از ظرفیتهای یک جامعه بدانیم، گردشگری میتواند یکی از مهمترین ابزارهای تحقق آن باشد، این صنعت نهتنها موجب گردش سرمایه و ایجاد اشتغال میشود، بلکه زمینه بازتولید هویت فرهنگی، تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش تعاملات میان جوامع را نیز فراهم میآورد.
جامعهشناسان توسعه معتقدند هر برنامهای که صرفاً بر شاخصهای اقتصادی تکیه کند، در بلندمدت با چالشهای جدی مواجه خواهد شد، توسعه پایدار زمانی محقق میشود که میان ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توازن برقرار شود و گردشگری دقیقا در نقطه تلاقی این سه بعد قرار دارد.
از یک سو موجب رونق اقتصادی و افزایش درآمد جوامع محلی میشود و از سوی دیگر با معرفی میراث فرهنگی و طبیعی، حس تعلق و هویت جمعی را تقویت میکند، با این حال فاصله قابل توجهی میان «گفتمان توسعه گردشگری» و «تحقق توسعه گردشگری» وجود دارد.
بسیاری از مناطق دارای ظرفیتهای ارزشمند تاریخی، فرهنگی و طبیعی هستند، اما این ظرفیتها به دلیل نبود برنامهریزی، ضعف زیرساختها یا کمرنگ بودن مشارکت اجتماعی، به مزیت توسعهای تبدیل نمیشوند، به بیان دیگر، توسعه گردشگری زمانی از انتزاع به عینیت میرسد که ظرفیتها به فرصت و فرصتها به ارزش اقتصادی و اجتماعی تبدیل شوند.
در رویکردهای نوین جامعهشناسی، نقش مردم محلی در فرآیند توسعه بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفته است، تجربههای موفق جهانی نشان میدهد که توسعه گردشگری بدون حضور فعال جامعه محلی، دستاوردی پایدار نخواهد داشت.
ساکنان یک منطقه تنها بهرهبرداران گردشگری نیستند، بلکه مهمترین کنشگران این عرصه محسوب میشوند، زمانی که مردم در حفاظت از میراثفرهنگی، میزبانی گردشگران و خلق تجربههای اصیل مشارکت میکنند، توسعه از یک پروژه اداری به یک فرآیند اجتماعی تبدیل میشود، از سوی دیگر توسعه گردشگری نیازمند تغییر نگاه از مدیریت بخشی به مدیریت شبکهای است.
امروز موفقیت یک مقصد گردشگری حاصل همکاری مجموعهای از نهادهای دولتی، بخش خصوصی، جوامع محلی، دانشگاهها و رسانههاست، هر اندازه این شبکه منسجمتر و هماهنگتر عمل کند، امکان تبدیل ظرفیتهای بالقوه به دستاوردهای واقعی افزایش مییابد.
در نهایت باید پذیرفت که توسعه گردشگری نه یک شعار است و نه صرفا مجموعهای از طرحهای عمرانی؛ توسعه گردشگری فرآیندی اجتماعی است که از شناخت دقیق ظرفیتها آغاز میشود، با مشارکت مردم تداوم مییابد و در قالب بهبود کیفیت زندگی، رونق اقتصادی و تقویت هویت فرهنگی به عینیت میرسد.
عبور از انتزاع به عینیت، مهمترین چالش و در عین حال بزرگترین فرصت پیش روی گردشگری امروز ایران است؛ فرصتی که میتواند میراث گذشته را به سرمایهای برای آینده تبدیل کند.
انتهای پیام/
نظر شما